2004/09/06

خدا دوستمون داره؟

یه وقتایی همچین زود حاجت آدم رو برآورده میکنه که آدم هاج و واج میمونه که چیکار کنه.یه وقتایی انقدر زجر میکشی که می خوای روی زمین نباشی.
ولی حتما خودش بهتر میدونه اون موقع هایی هم که برآورده نمیکنه یه خیری تو کاره.نه؟

2004/06/20

حساس

میشه یکی به من بگه حساس به کی میگن؟فکر می کینی ما هیچی حالیمون نیست و تو آره؟

2004/06/09

خصوصیات اخلاقی

هر کسی یه طوریه؟یه خصوصیتی داره.همه می خوان خوب باشن و روشهای مختلفی رو واسه خوب بودن انتخاب کردن!اگه خوب بودن یه چیزه چرا سلیقه ایه؟
نه! در اصل هر کسی هم می خواد خودش راحت باشه و هم خوب باشه.اصل خوب بودن رو در نطر نمیگیره.
هر کسی یه اعتقاداتی منحصر به فرد داره.برای همینه که فرق می کنه.اما اونایی که قانون عمومی رو رعایت نمی کنن چجوری ان؟یعنی ساز خوشون رو می زنن.خوب اینم میشه بد بودن دیگه.
این حرفا چیه؟هر کی هر راهی تونست بره اون بهترینه.
دییییییییییییییییوووووونه



آخه چرا من اینقدر به فکر همه هستم.حتی اونایی که تو وبلاگم باهاشون به اندازه چند کلمه گفتگو کردم؟
ولی هیچکی به فکر من نیست.
خدایا من وجود دارم؟
همه من رو می بینن؟
پس چرا اینقدر بی محلی؟
چی کار کنم خوب هر کی یه احساساتی داره دیگه!
اما اگه از بی احساس بودن منه چرا تا بحال خوب بود.یه دفعه بی احساس شدم؟
تازه خودشم اینطوری بود که!!!!
پس اونم بی احساسه.
شاید بخاطر روابط کاری بوده.
خوب می خواست حد و اندازه های خودش رو بدونه.
اینهمه هم از خودراضی و مغرور نباشه.
آخه هر کی یه ظرفیتی داره دیگه.مگه من چقدر می تونم خودم واسه کسی که از ته دلم قبول ندارم و فقط واسه ... می خوامش خودم رو کوچیک کنم.
همیشه عهد می کنم که دیگه با کسی گرم نشم و بهش عادت نکنم تا دوریش برام سخت نباشه ها!این یکی در رفت..
دیگه هیچکی رو دوست ندارم.
چرا یکی رو !
عزرائیل رو!
بیاد منو ببره و راحت بشم از این دنیایی که این همه بی وفایی و نامردی توشه.
همه چی رو میشه تحمل کرد الا بی وفایی رو.

2004/06/06

از این دنیا بیزارم

همش باید نقش بازی کرد!آخه تا کی؟کی تموم میشه و راحت میتونم زندگی خودم رو بکنم.هر چی که بگی همین الان هم میشه دروغه.هیچ کس وفا نداره.تا بهت نیاز دارن باهات خوبن.همچین که سرشون جای دیگه گرم بشه ولت میکنن به امون خدا.تصمیم گرفتم با هیچ کس گرم و صمیمی نباشم.مریم هم که همه حرفهای دلم رو پیش اون گذاشتم.....نه!مریم همه حرفهام رو نگه داشته .یعنی تو همه دنیا فقط اونه که حرفهام رو نگه می داره.دلم می خواد اون به آرزوش برسه.وقتی تو کنکور قبول نمشد انقدر دلم براش می سوخت که نگو.....نه آزاد نه سراسری.خیلی دعا کردم براش.بالاخره یه رشته خوبی قبول شد.اگه سال اول هم همین رو می زد حتما قبول میشد.اما چشمش به کنکور سراسری بود.
می دونم یه چیزی تو دلش می خواد.از چشماش راحت میشه خوند.خدایا زودتر بهش بده.خوبش رو .همونی که می خواد.دیگه صداش دراومده.
هیچ وقت واسه هیچی صداش در نمی اومد.خیلی تو داره.از من بدتره.باز من چند بار با چند نفر از ته دل صمیمی شدم و شکست خوردم.اون اصلا از اول با هیچکی صمیمی نمیشه.من رو هم که قابل دونسته از بس تلاش کردم.از بس نشونش دادم که می تونم سنگ صبورش باشم.اولش من باهاش زیاد حرف زدم.آره مخش رو زدم.بالاخره زبونش باز شد.تا یه حدی.بعدش الان دیگه من رو سنگ صبورش میدونه ....

خدایا فقط تو میدونی که چقدر دوستش دارم.همون اندازه که معنی دوست داشتن رو فهمیدم.
اصلا چرا من اینقدر بی احساس هستم؟
همش فکر می کنم بودن تو دروغه.
اگه یه روز بفهمم خدایی نبوده و نیست و همه این سختیهایی که کشیدم کشکی بوده چی کار کنم؟

2004/06/02

دوباره برگشتیم!

یه زمانی در اینجا نوشتن آنقدر سخت بود که نمی شد دلت رو بهش خوش کنی.چند روز پیش اتفاقی فهمیدم که به کاربرای فعال اینجا ایمیل از طرف گوگل(همون ایمیل زیاده)داده میشه .این بود بود که برگشتم و دیدم که بله.....
چه قشنگ شده اینجا

2004/01/19


عشق به شكل پرواز پرنده است

عشق خواب يه آهوي رمنده است

من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
اما اون كه مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين آب مسموم

مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است
>

2003/12/01

پنجرهء رويايي

.......شـايد اين صفحه همان پنجرهء رويايي است
...كه من از شيشهء شفاف لغات
!!روي زيباي تو را مي بينم

..گاه تابيدن مهتاب حضور و نسيمي كه معطر به تو و شادابي است
...مي خورد بر تن اين پنجره ي رويايي

...واژه ها مي خوانند غزل مستي تو.....شعر بيتابي من
!و گل هر كلمه رنگ عشقي دارد
كه در انديشه من
....!رنگ چشمان تو است

اي صدايت پر از آرامش روح
و دلت آينهء پاك وجود
باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟
و به ياد نامت همه شــب تا به سحر بيدارم؟؟؟؟

دیروز یه ذره عصبانی بودم و نتونستم چیزی بنویسم.عوضش امروزی خیلی قشنگه!(کسی که تعریف نمی کنه!)

2003/11/29

اگر حـرمت زندگي را داشته باشي

مشكل ميتواني حتي گلي از شـاخه جدا كني


از گل لذت مي بري ، به آن عشق مي ورزي

مي تواني گل را لمس كني و يا بر گلبرگهايـــش بـوسه زني


اما با چيدن آن نابودش مي كني و به وجودي آزار مي رساني

. كه چون تو زنده است

قسم به گل نرگس ، محبت را در دلت بكار اي ياس خوشبو

**پنجشنبه به اتفاق جناب همسر بالاخره رفتیم سینما.فکر کنم اولین سالگرد سینما رفتنمون بود.(دومین بارمون بود)

2003/11/25

هرگز ريسمان اميد را رها مكن .وقتي احساس مي كني كه ديگر تحمل نداري ؛جادوي اميد است كه به تو اميد مي دهد تا راه را ادامه دهي.اعتماد به نفس را هرگز از دست مده ؛ تا آن زمان كه باور داري توانايي ؛ دليلي داري تا بكوشي .هرگز مهار شاد زيستن خود را به دست ديگري مده ؛ بر آن چنگ بزن ؛ آنگاه همواره در اختيارت خواهد بود .اين ثروت مادي نيست كه پيروزي يا شكست را رقم مي زند.پيروزي و شكست در چگونگي احساس ما نهفته است .احساس ماست كه ژرفاي حياتمان را نشان مي دهد.روا مدار كه لحظه هاي ناخوشايند بر تو چيره گردند.صبور باش و ببين كه آنها در گذرند .در ياري جستن از ديگران ترديد مكن.امروز يا فردا ؛ همه بدان نيازمنديم .از عشق مگريز به سوي آن بشتاب ؛ چه .....عشق ژرف ترين شادي هاست .چشم به راه آنچه كه مي خواهي ؛ نمان .بلكه با تمام وجود آن را بجوي ؛ و بدان كه زندگي در نيمه راه با تو ديدار خواهد كرد اگر تدبيرها و رؤياهايت با اميدهاي تو همسو نشدند ؛ تو راه گم نكرده اي هر آينه كه چيزي نو از خود و زندگي بياموزي ؛ بدان كه پيش رفته اي .داشتن احساس نيكو به زندگي در گرو داشتن احساس نيكو به خود است هرگز خنده را از ياد مبر ؛ و غرور نبايد مانع گريستن تو شود .

با خنديدن و گريستن است كه زندگي معنايي كامل مي يابد



2003/11/24

امروز صبح خواستم زودتر بیام سر کار بازم نشد.
همیشه 15 دقیقه دیر تر می رسم.امروز زودتر در اومدم اما وسط بزرگراه یه خانومه با پرایدش یه پس گردنی زد به ما و ما هم مجبور شدیم هم کرایه بدیم و هم کلی از مسیر رو پیاده روی کنیم آخه دیگه نمی شد ماشین گرفت خنده دار بود.